حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
255
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
1 - ابو القاسم محمود بن سبكتكين ( 387 - 421 ) ابو منصور ناصر الدّوله سبكتكين كه در اواخر ايّام خود بلخ را بپايتختى اختيار كرده و در آنجا ميزيست در شعبان 387 موقعى كه از اين شهر بغزنه ميرفت در راه فوت كرد و پسر بزرگش سيف الدوله محمود در اين تاريخ در نيشابور بادارهء امور خراسان اشتغال داشت . نزاع محمود و اسماعيل چون جنازهء سبكتكين بغزنين رسيد لشكريان بنابر وصيّت او پسر كوچكترش اسماعيل را باميرى برداشتند . محمود خراسان را ترك گفت و بهرات آمد و عمّش بغراجق به او مساعدت كرد و برادر ديگرش نصر نيز از بست به يارى او برخاست و محمود در نزديكى غزنه بر اسماعيل ظفر يافت و با دادن امان او را از قلعهء غزنين فرود آورده با خود در امارت شريك نمود ليكن كمى بعد بر اثر سوءظنّى او را بزندان انداخت و اسماعيل در زندان مرد . مدّت امارت اسماعيل هفت ماه بود . قيام امير منتصر سامانى چون ايلك خان بر بخارا مستقرّ گرديد فرزندان نوح بن نصر يعنى برادران عبد الملك و چند تن ديگر از خويشاوندان امير سامانى را محبوس نمود و ايشان را از يكديگر دور نمود و هريك را بشهرى فرستاد از اين جماعت بود ابو ابراهيم اسماعيل بن نوح كه از اوزگند با لباس نسوان از حبس ايلك گريخت و بخوارزم رفت و در آنجا جماعتى فراهم كرده با لقب منتصر بر كسان ايلك ظفر يافت و بخارا را گرفت ليكن چون قدرت ايستادگى در بخارا نداشت بنيشابور تاخت و آنجا را از كف نصر بن سبكتكين برادر محمود بيرون آورد . بمين الدّوله منتصر را شكست داد و منتصر بقابوس زيارى